X
تبلیغات
رایتل

روش تدریس آیین نگارش


روش تدریس آیین نگارش

غلامرضا ارژنگ

 

ارزشیابی – گاه دیده می شود که دانش آموزی از نمره ای که در درس انشا گرفته است خشنود نیست، رنجیده و دلخور است، می پندارد که درباره ی او حق کشی و بی عدالتی شده، و از این بابت از معلم خود گله مند و از نوشتن دل سرد است.

               نباید پنهان داشت که ارزشیابی انشا کار دشواری است و از این نباید گذشت که دانش آموز چنین بپندارد که نظرش درباره ی میزان درستی یا نادرستی ارزشیابی معلم درست و کاملاً رواست. باید دانش آموز را به هدف اصلی و اساسی آموزش انشا متوجه کرد تا با راهنمایی های معلم در بهبود و پیشرفت کار خود بکوشد، و از توجه بیش از حد به نمره و مقایسه ی آن با نمره های دیگران و نتیجه گیری ها و تصورات ناروا و بیهوده پرهیز کند، و بداند که ارزشیابی و نمره ی معلم براساس معیارها و ملاک هایی است که باتوجه به حدود توانایی عمومی کلاس و بدون دخالت عقاید شخصی درباره ی موضوع و احساسات خصوصی او نسبت به هر دانش آموز، داده می شود.

               گرچه معیارهای ارزشیابی در همه ی انواع انشا نمی تواند یکسان باشد، چنان که در یک انشای وصفی، زیبایی و لطافت واژه ها و شیوایی و ملاحت جمله ها بیش تر مورد توجه است و در یک انشای اجتماعی، قدرت استدلال و تفکر، ولی به طور کلی هرگونه انشایی را می توان باتوجه به معیارهای زیر ارزشیابی کرد و نمره داد:

قواعد و نکات دستوری              3 نمره

سادگی و روانی و رسایی و روشنی جمله ها و تنوع واژه ها و ساختمان جمله            3 نمره

میزان توفیق در بیان اندیشه و احساس      5 نمره

نظم و ترتیب و تسلسل و ارتباط مطالب (طرح)            2 نمره

میزان تازگی و اصالت طرح کلی اندیشه و احساس یا نحوه ی استدلال        5 نمره

پاکیزگی ورقه، خوانایی خط، رعایت قواعد نشانه گذاری و پاراگراف بندی و حاشیه گذاری              2 نمره

خلاصه ای از آن چه گذشت:

-       باید دانش آموزان را به خوبی با هدف های برنامه آشنا کرد تا بدانند که هدف از آموزش نگارش آماده شدن آن هاست برای رفع نیازهای زندگی، و این کاری بالاتر از حد توانایی یک فرد متوسط و معمولی نیست.

-          باید با ذکر اهمیت این درس و نقشی که در پرورش فکری و پیشرفت های آینده ی آن ها دارد، علاقه ی آن ها را نسبت به آن جلب کرد.

-          باید ذوق ها و استعدادهای متنوع دانش آموزان را خوب شناخت و روش خود را در تدریس و انتخاب موضوع با ذوق و استعداد آن ها منطبق ساخت.

-       معلم باید در ابتدای سال برنامه ی درسی سالانه ی خود را با رعایت اصل «از ساده به دشوار» از روی برنامه ی تفصیلی تهیه و موضوعات آن را دقیقاً مشخص کند.

-          تهیه و پیش بینی طرح درس برای هر ساعت از لوازم حتمی موفقیت در تدریس است که شامل سه قسمت است:

الف – تهیه ی متنی شامل معرفی موضوع هر درس و راهنمایی های لازم برای نگارش آن

ب – تهیه ی سؤال های انشایی متعدد برای آن موضوع

ج – تهیه ی وسایل کمک آموزشی از قبیل کتاب های لازم یا ضبط صوت یا فیلم استریپ در صورت لوزم.

- باید در انتخاب موضوع دقت شود، به طوری که با تجارب و مطالعات و امکانات ذهنی دانش آموزان متناسب باشد. سؤال انشایی کاملاً روشن و مشخص و محدود و دور از هرگونه ابهام تهیه شود.

- سؤالات انشایی با همکاری خود دانش آموزان تهیه شود تا با توانایی و انگیزه ها و خواست های آن ها متناسب باشد. برای این کار از دانش آموزان می خواهیم که موضوعاتی تهیه و پیشنهاد کنند، آن گاه آن پیشنهاد را اصلاح و کامل می کنیم و برای نوشتن به آن ها می دهیم.

- باید در حسن اداره ی کلاس خاصه در وقت خواندن انشا و اظهارنظر دانش آموزان دقت کرد، به طوری که ضمن فعال بودن کلاس و شرکت همه ی دانش آموزان در بحث و اظهارنظر، نظم و انضباط کلاس به هم نخورد.

- باید در رعایت احترام دانش آموزان و پرورش سجایای اخلاقی از قبیل حقیقت جویی و حقیقت گویی و صداقت و صراحت لهجه و شجاعت بیان کوشید و آن ها را به پرهیز از تعصب و لجاج و پرخاش جویی، پرهیز ازخشم، و حفظ خونسردی و رعایت آزادی عقیده ی دیگران و تحمل شنیدن عقاید مخالف عادت داد.

- معلم نباید عقیده ی شخصی خود را، خاصه هنگامی که بوی بدبینی و یأس و نومیدی و افسردگی و احساس بیهودگی می دهد، به دانش آموزان تحمیل یا تلقین و القا کند، زیرا نفوذ معنوی و شخصیت برتر معلم موجب می شود که دانش آموز از هر جهت آماده ی پذیرفتن عقاید او باشد. شخصیت و اخلاق انسانی معلم اقتضا می کند که حتی عقاید و نظریاتی را هم که در صحت آن ها هیچ گونه تردیدی ندارد فقط ارائه دهد و همواره دانش آموزان را وادارد که صحت آن ها را مورد تردید قرار دهند و خود درباره ی آن به تلاش فکری دست بزنند.

- باید دانش آموزان را عادت داد که انتقاد آن ها از نوشته ی دیگران با احترام و محبت و نرمی همراه باشد و از درشتی و تمسخر دیگران بپرهیزند و ضمن انتقاد از یادآوری جنبه های جالب و خوب انشای دیگران چشم نپوشد.

- کلاس انشا نباید عرصه ی خودنمایی یکی دو نفر که از همه قوی ترند بشود و دیگران، خاصه افراد خیلی ضعیف، که بیش تر احتیاج به توجه دارند، به افرادی تماشاچی و کنار گودنشین تبدیل شوند، بلکه باید به خصوص به افراد ضعیف تر بیش تر توجه کرد و با سؤال کردن از آن ها به بحث و اظهارنظر وادارشان کرد.

- باید مراقبت کرد که، در هر جلسه ی انشا، همه ی دانش آموزان انشا نوشته باشند، و نیز باید خواندن انشا به نحوی باشد که هیچ دانش آموزی نتواند پیش بینی کند که در جلسه ی آینده انشای خود را خواهد خواند یا نه، زیرا اگر دانش آموزی پیش بینی کند که در جلسه ی آینده انشا نخواهد خواند، برای رفع تکلیف چیزی خواهد نوشت و تمام نیرو و استعداد خود را در آن به کار نخواهد برد. در عین رعایت این نکته، باید ترتیبی داده شود که در پایان هر سه ماه تقریباً همه به یک اندازه انشا خوانده باشند و کسی احساس نکند که کم تر مورد توجه قرار گرفته یا از این راه به او ظلم شده است.

- در موقع خواندن انشا معلم باید دانش آموزان را به رعایت تناسب آهنگ گفتار با معنی و مفهوم آن و تلفظ و آهنگ رسا و محکم، و رعای جای درنگ و سکوت عادت دهد، و در از میان بردن لکنت زبان و عیب های دیگر بکوشد.

- باید ترتیبی داده شود که در هر جلسه دست کم ده انشا، خوانده شود. از این رو باید از خوانده شدن انشاهای طولانی در کلاس جلوگیری شود. انشاهای نوشته شده، ضمن بررسی، جمع آوری می شود و معلم از میان آن ها انشاهایی را که باید خوانده شود انتخاب می کند. بقیه ی انشاها را معلم در خارج از کلاس می خواند و در حاشیه ی آن یادآوری های لازم را می کند.

- تصحیح انشا شامل تصحیح طرح کلی، نظم و ترتیب، جمله بندی، و جنبه های دستوری و لغوی آن است. این کار باید به تدریج و مرحله به مرحله صورت گیرد. بدین ترتیب که در اوایل سال باید از نکات کلی و اساسی مربوط به طرح و فکر انشا شروع کرد و پس از آن که این عیب های کلی تا حدی از میان رفت، به نکات جزئی دستوری و شیوه ی بیان پرداخت. خلاصه نباید طوری رفتار کرد که کثرت ایرادها باعث دلسردی و یأس دانش آموز شود. در مراحل اول مهم این است که دانش آموز بتواند فکر خود را بیان کند و سایر نکات از قبیل نکات دستوری و لغوی و آرایش سخن و نحوه ی استدلال مربوط به مراحل بعدی است.

- باید دانش آموزان را به رعایت صمیمیت و صداقت، و احساس آزادی کامل در بیان، و سادگی و بی پیرایگی سخن و رعایت تناسب موضوع و شیوه ی بیان و تناسب بین اجزای داخلی انشا، عادت داد.

- باید دانش آموزان را واداشت که هر انشا را پس از تصحیح در دفتر مخصوص انشا، با رعایت پاکیزگی و خوانایی و اصول نشانه گذاری و حاشیه گذاری، پاک نویس کنند و این دفتر اقلاً ماهی یک بار جمع آوری شود و مورد مشاهده و مطالعه و اظهارنظر معلم قرار گیرد.

- باید دانش آموزان را به مطالعه ی نثر امروزی تشویق و آن ها را در انتخاب نمونه های خوب آن یاری کرد.

- باید دانش آموزان را به مطالعه و تشکیل جلسات سخنرانی و بحث و مناظره و تهیه ی روزنامه ی دیواری تشویق کرد.

- باید برای دانش آموزان تکلیفی سالانه متناسب با ذوق و توانایی آن ها تعیین کرد، و حتی نمره ی آن را به نحوی در نمره ی امتحانی آن ها دخالت داد. این کار می تواند خلاصه کردن یک کتاب، معرفی و نقد یک کتاب، انجام دادن یک کار تحقیقی یا اجرای یک سخنرانی جامع باشد. در صورت لزوم برای انجام دادن تکلیف سالانه می توان گروه های چند نفری را معین کرد.

- باید اقلاً ماهی یک بار در کلاس از دانش آموزان خواست که انشایی بنویسند و نمره ی آن را در امتحان دخالت داد.

- برای نمره گذاری باید معیارها و ملاک های دقیق و عینی تعیین کرد، و براساس آن ها نمره داد تا دانش آموزان احساس بی عدالتی و تبعیض نکنند.

- باید دانش آموزان را متوجه هدف اصلی آموزش انشا کرد تا از توجه بیش از حد به کمی و زیادی نمره و مقایسه ی نمره ها منصرف شوند.

منبع : ماهنامه ی آموزش و پرورش، شماره ی 3، دوره ی 44، آذر 1353.

نقل از سایت انجمن انشا

کارگاه های نوشتن به جای انشا

کارگاه های نوشتن به جای انشا


کارگاه های نوشتن به جای انشا     محمد ایوبی 

           والایی انسان به «اندیشه»ی اوست و اندیشه با کلام و کلمه موجودیت می یابد و کلام همان ادبیات است که از زبان سود می گیرد. چه شفاهی باشد و چه کتبی. اصولاً ذهن آدمی میل به فراز دارد، چرا که ذهن سیال است و اگر چنین نبود پیشرفت آدمی در دانش و علوم فیزیکی غیر ممکن می شد. آدمی ذاتاً موجودی است که در جمع و جامعه احساس امنیت می کند. تنها بدین جهت که اندیشه هایش را منتقل کند. این اندیشه به هر عملی استوار باشد در انتقالش نیاز به بیان و در نهایت ادبیات دارد و به قولی، زبان آینه اندیشه است و تبلور زبان در ادبیات هر قوم دریافتنی است. سخنی چندان تازه نیست اگر بگویم ادبیات بر خلاقیت آدمی تکیه دارد و صدور آن – اگر به قاعده و اساسی باشد – صدور هنر است و فرهنگ. حتی اگر مطبی کاملاً علمی باشد، برای انتقالش نیاز به زبان و ادبیات داریم. پس عالم دور افتاده از ادبیات خود، داناترین هم که باشد، به لالان می ماند و توان انتقال علم بسیارش را به مخاطب ندارد. چنین دانشمندی، حتی اگر خوب و روان حرف بزند راه به جایی نمی برد چرا که تمام مخاطبان او، در سالن کنفرانس جمع نشده اند، در دنیا پراکنده اند و او ناگزیر است ادب نوشتاری را خوب بداند. در آن صورت کسانی یافت می شوند که نوشته هایش را به زبان های دیگر ترجمه کنند.            در این نوشته، قصدمان نگاهی است جدی به ادبیات و تدریس آن به طور عام در مدارس و به طور خاص در مراکز «استعدادهای درخشان» است. اگر به خود اجازه ی بحث در این مورد را داده ام، نه بدین خاطر است که بیست و هشت سال ادبیات درس داده ام و بیش تر از سی سال است، مقاله و نقد و داستان و نمایشنامه و... نوشته ام که در جُنگ های ادبی چاپ شده اند، بل فقط به دلیل علاقه ام به دانش پژوهان تیزهوش است که به عین می بینم، بیش ترشان شیفته ی زبان و ادبیات خود هستند.            کتاب های ادبیات ما، در هر رشته – حتی علوم انسانی – (جز تاریخ ادبیات فرهنگ و ادب که در سنجش عیب و ایرادش از دیگر کتاب های ادبیات کم تر است) ناقصند، مداقه ای، دقتی، حسی، عاطفه ای فراخور، در تألیفشان نشده، در صورتی که تألیف کتاب های علوم انسانی، حس و عاطفه ای والا می خواهد و تیزبینی و اندیشه ای که از زمان خویش سرچشمه بگیرد. اما باتوجه به همین کتاب هاست که می نویسم. می خواهیم ببینیم تدریس ادبیات – البته تدریس علمی و دریافت ظرایف ادبیات – در مراکز تیزهوش لازم است؟ اگر لازم است، چگونه؟ خط رفته را باز رفتن؟ یا بیرون کشیدن روح واقعی زبان و ادبیات از همین کتاب های ناقص؟            مدتی است دریافته ام باید ادبیات را از دو دیدگاه بنگرم. در نگاه اول چشمت به رودخانه می افتد و رود رونده را می بینی اما کمی دقت تو را رهنمون می شود به عمق و سطح، آن گاه درمی یابی عمیق نادیده گرفته شده و به سطح بسنده گشته. من ادبیات را دو گروه می دانم: الف – ادبیات کاربردی ب – ادبیات اصیل، روح اثیری ادبیات و در نتیجه زبان. این نوع دوم در تقابل جهان ماده و معنا و عالم المثال و تمامی کائنات قرار می گیرد. این ادبیات حقیقی است که به ما شناختی بیش تر می دهد. از جامعه، انسان و مهم تر رابطه ی انسان با خدای تعالی که در رابطه ی آدمی با آدمیان دیگر هم می رسد.            ادبیات کاربردی – تب و تاب ضریب چهار ادبیات در کنکور و تست زدن (بگویم لزومش را نه فراموش کرده ام و نه از آن می گذرم) به دبیرستان های تیزهوش هم سرایت کرده است و باعث آمده فقط به نکات دستوری، حفظ لغت و... توجه شود، یعنی یافته ها و دانسته ها را به انواع گونه گون به قالب بریزند، پرسش های چهار جوابی بسازند و القصه، سیالیت، خلاقیت و پویایی را از ادبیات اصیل جدا کنند. روزگاری «برناردشاو» نویسنده ی بذله گوی انگلیسی گفت: «لعنت بر کسانی که بعد از مرگ من، از نوشته هایم در کتاب های درسی استفاده کنند.» ما چه بگوییم؟ اصولاً ادبیات «تست» برنمی دارد، اما چنین شده است (نوشته های «شاو» در کتاب های درسی آمده است) اینک چه؟ حرف در این است «می توان به نوعی، میان ادبیات کاربردی و ادب ناب و اصیل، پل زد؟» باید بشود. چون با وضعیت کنونی درس ادبیات، اگر دانش آموز نتواند تست بزند، در کنکور موفق نمی شود، از جهتی دیگر، مگر نه اینان، با گزینش های متعدد، مشخص شده اند و کارآمدی و هوشمندیشان را نشان داده اند؟ پس باید از میان همین دانش آموزان مخترع، مکتشف، شیمیدان و ریاضیدان و... داشته باشیم. چون چنین شد، دریافتشان را – اگر روح ادبیات را درنیافته باشند – چگونه می توانند به دیگران برسانند؟            صاحبان نام در تمامی علوم، کتاب ها نوشته اند و به زیباترین بیان، مطالب علمی خود را در کتاب هایشان آورده اند. مثلاً «ویلیام نیکلسن»، «فرهنگ علمی و نظری شیمی» را در بهترین صورت نگارشی تألیف می کند چرا که زبان و ادبیات خود را می داند، بدان شیفته است و همین شیفتگی است که ماشینی برای چاپ روی کتان اختراع می کند. یا «نیوتن» اصول طبیعی ریاضیات را با نثری روان و بی نقص می نویسد چون ادبیات خود را می داند و کاربرد آن را می شناسد. بگذریم علمای امروز، نه تنها نوشتن می دانند و خوب می نویسند که قواعد ویراستاری را نیز می دانند که جزیی از کار ادیبان محسوب می شود. چرا نیوتن؟ بوعلی، زکریای رازی و جابربن حیان، کتاب هایشان را در فلسفه و پزشکی و شیمی، به زیباترین نثر عربی – یعنی زبان علمی روزگار خود – نوشته اند و این مبین آن است که ارزش کلام و کلمه، حس و عاطفه را در ادبیات درک کرده بودند. قبول ندارید «حی بن یقظان» بوعلی را بخوانید و ببینید چقدر زیبا و عمیق و ادیبانه نوشته است و از معاصران خود: دکتر هشترودی، مطالب ریاضی را چنان از نظر ادبی زیبا و بی نقص می نوشت که ریاضی دانان بماند کسانی که علاقه ای به ریاضی نداشتند، با رغبت نوشته اش را می خواندند و برعکس، نقد شعر که می نوشت، ریاضی دانان هم از خواندن مقاله اش لذت می بردند. امروز در جهان علم، هیچ پزشک و مهندس و فیزیکدان مسئولی را در دنیا نمی بینید که مثلاً کتابی در فیزیک بنویسد و زبان مادری – یعنی هویت خود را – ناشیانه بنویسد و بهانه اش این باشد که فیزیک می نویسم نه ادبیات. چرا که ارزش کلام را در ارتباط دریافته اند و می دانند خوب نوشتن باعث انتقال درست نظریه و سخنانشان می گردد، پس نمی خواهد اندیشه و دریافتش که لحظات کشف و شهودی او را تشکیل می دهند، حیف و میل شود و به خاطر همین نقص به نسیان افتد. چرا ما چنین نکنیم؟            طرح اصولی ادبیات تیزهوشان و تدریس آن مدت ها ذهنم را مشغول داشته، طرحی نیز خلاصه وار بر کاغذ آورده ام. اما، اصول مهم در پیوند ادبیات کاربردی و ادبیات اصیل، انشا و نگارش است. پس فعلاً فقط به انشا و نگارش و طرحی در همین رابطه اشاره می کنیم تا فرصتی دیگر که خداوند یاری کند. انشاءالله.            بر این حرف دوباره پای می فشارم که: در تمام دنیا – و علمای اسلامی ما هم – ادبیات را خوب می دانسته و می دانند و ما به دانش آموزان تیزهوش، که روزی نه دور، نام و آوازه ای در علوم خواهند داشت توصیه می کنیم چنین باشند تا خط بر آّب نکشیده باشیم. دو مورد دیگر را بیاورم: «ابن بَحتویه» (ابوالحسن عبدالله بن عیسی بن بحتویه، 420 ه.ق) پزشک بوده است اما در مآخذ اندکی که نامش آمده می خوانیم پزشکی سخنور و دانشمند بوده، فن خطابه را به خوبی می دانسته – مثل پدر خود که باز طبیب بوده – و منصب خطابت شهر «واسط» بر عهده اش بوده است.            ابوالحسن هبه الله بن ابی العلاء (یا ابی الغنائم) پزشک، داروشناس، ادیب و شاعر بوده است. توجه کنیم، ادیب و شاعر. و مهم تر، «بوعلی» که سخت باعث حیرت است. نگاه به زندگی شیخ را لازم دیدم که او نیز در زمره ی تیزهوشان بوده است. زندگانی ناآرام، پرحادثه، بر او گذشته اما نوشته هایش به ما می گویند خلاف آن همه گرفتاری ذهن فعال و پویایش، در هر موقعیت، حتی وقتِ گریز، از خلاقیت باز نمی ایستاده. حیرت آور است وقتی از زبان شاگردش «جوزجانی» می خوانیم: وقت فرار که در خانه ی ابوطالب عطار به سر می برد، جوزجانی از او تمنا می کند نوشتن کتاب «شفا» را به انتها برساند و او چنین می کند، درحالی که هیچ منبع و مرجع و مأخذی در اختیار نداشته است.            مطلب، گویای این مهم است که بر ادبیات احاطه داشته است، در غیر این صورت قدرت نوشتن نمی داشت، چرا که خلاقیت ریشه در زبان و ادبیات دارد. پیش تر اشاره کردم، عالم ترین انسان، تهی از ذهن و زبان و پر از اندیشه، به لالان می ماند و در نوشتن مطالب خود مستأصل. این یاری ادبیات است که بوعلی را، بی منبع و مأخذ، به نوشتن نثری روان و پخته و به هنجار قادر می سازد و تا با آن، اندیشه ی عمق و نظریات پیچیده اش را به مخاطب منتقل کند.            ماحصل، اگر کاری نکنیم که تیزهوشان هم ادبیات کاربردی را به کار گیرند و هم روح اثیری و زیبای ادب فارسی را، به جایی خواهیم رسید که مفیدترین کشف و اختراع و تجربه ی پزشکان و مهندسان و علمای فیزیک و شیمی و... در سایه می مانند و نامشان – با همه ی دانایی و آگاهی – محو می گردد. ساده ترین مورد علمی، اگر ادبیات به کمکش نیاید، در نقل و انتقال و بازگفت دچار معضل می شود.            اشاره کردم، ادبیات را برای فرصتی دیگر می گذارم و چون «انشا» در این رابطه مهم است در آن قلمی می زنم و طرحی را درچهارچوب کلام می ریزم. پیش از هر سخن بگویم، اصل این طرح از جوان هوشمند «آرش ابوترابی» است که سال پیش با تمام کمبودها و گرفتاری ها، در مدرسه ی راهنمایی علامه حلی (تهران) به اجرایش کمر همت بست، سختی کشید، اما خوب پیش رفت. چرا امسال طرح را ادامه نداد؟ به مشکلات جنبی مربوط است. اگر به خود اجازه داده ام ایرادهای جزیی طرح را بگویم، برای این است که خود سال پیش با او کار کردم و کلاس «داستان نویسی» را داشتم، سالی از نزدیک به این طرح دقت کردم. گاه آرش لطف می کرد و برای شنیدن نظریاتم، مرا به کلاس های دیگر می برد تا کار کلاس کلوپ ها را از نزدیک شاهد باشم. طرح را جالب و مفید یافتم پس درباره ی طرح اندیشیدم و این نتایج تفکرات من است. ابتدا بگویم «ابوترابی» چه کرده بود؟            کلاس های انشای پایه ی اول را کلوپی کرد. کلوپ روزنامه نگاری، القمدیا، داستان نویسی و... 6 کلوپ که هر 6 کلوپ در یک ساعت تشکیل می شد و با هر کلوپ معلمی کار می کرد. کلوپ ها، جای کلاس انشا را گرفت. اما طرح بسیار دقیق تر و درست تر از آن و بهتر بگویم، ریشه ای بود و نمی توانست همان سال اول نتیجه دهد، طرح باید مستمر تا سال چهارم دبیرستان ادامه می یافت. اگر چنین می شد می دانم وضعیت انشا کاملاً تغییر می کرد چون هنر نوشتن است. ذوقی می شد و کاربرد و نتیجه اش بسیار خوب درمی آمد. اما چنین نشد، فقط به خاطر اشکالات جنبی. باز تأکید می کنم، الفضل للمتقدم و افتخارم برای آن است که روزگاری معلم آرش بوده ام – که یادش خوش – چرا طرح یک ساله برنمی دهد؟ پر مسلم است، شاگرد اول راهنمایی، از دبستان به محیطی دیگر آمده، خود را بزرگ – از نظر اندیشه و جسم و سال – می داند. بر پیشانیش لفظ تیزهوش حک شده است اما هنوز خوب و بد را چنان که باید نمی داند و باید چنین باشد (از جهتی هنوز کودک است) به خاطر تیزهوشی می خواهد هر چه بیش تر بداند و تیزهوشی خود را نشان دهد. با ایجاد کلوپ ها، گاه فکر می کند دوست دارد داستان نویس باشد، گاه روزنامه نگار و گاه کاشف و الخ. اما در این طرح، دانش آموز انتخابش را که کرد، نمی تواند آن را عوض کند. در صورتی که از ماهیت و واقعیت کلوپ ها، آگاهی چندانی ندارد. مثلاً در کلاسخود من چند ماه طول کشید تا بگویم داستان چیزی است و افسانه چیز دیگر و بیش تر آنانی که به کلوپ داستان نویسی آمده بودند می خواستند افسانه های پر از تحرک زاییده ی خیال را بنویسند و از اصول داستان نویسی دور می شدند. اگر طرح می توانست نوعی تنظیم شود که لااقل یک بار دیگر دانش آموز بتواند کلوپ خود را تغییر دهد، نتیجه بهتر می شد. در ضمن در برخی کلوپ ها، تکالیف از توان دانش آموز فراتر بود، به همین دلیل، زده می شدند. این اشکالات قابل رفعند. اینک، طرح خود را که استوار بر طرح اصلی آرش است تا حد امکان به طور خلاصه بیاورم. (اگر نقد و نظری باشد، شاد و ممنون می شوم آن ها را ببینم و ایرادها را برطرف نمایم. به گمانم، آرش هم چنین باشد.)            به جای «کلوپ» بهتر است نام این کلاس ها «کارگاه» بشود. در کارگاه دخالت دانش آموز بیش تر از یک مستمع است لاجرم معلم متکلم وحده نخواهد ماند. یعنی هر جلسه کارگاه ها، در حال کار و تولیدند. این تولید با همیاری معلم و دانش آموز صورت می گیرد و اگر هر جلسه فقط چند سطر – یعنی هر دانش آموز، حتی دو سطر – کار کند و راهنمایی های معلم برای ادامه ی کار (خواندن نمونه از فلان کتاب که در دسترس دانش آموز است) در خانه در اختیار دانش آموز قرار گیرد، زودتر به نتیجه ای نسبی می رسیم.            معلمان کارگاه ها، ابتدا خود دور هم بنشینند و قراری کتبی بگذارند که در جلسات اول، در تمام کارگاه ها، درباره ی درست نوشتن، عاطفه و احساس مسئولیت در قبال کار، زیبایی کلام (صور خیال – ایماژ) موسیقی نثر و شعر، صنایعی که هنوز در ادبیات کاربرد دارند و کار را غنی تر می کنند و چگونگی سودگیری از آن ها در شعر و نوشته، سخن بگویند. لازم است معلم مثال هایی در این رابطه بیاورد فی المثل اگر از کاربرد تخیل در نوشته یا شعر سخن می گوید، خود در نوشته یا شعری کوتاه این کار را انجام دهد.            در طول کار معلم و دانش آموز در جریان ادبیات درست و زیبای کشور خود و حتی جهان باشند و حرکت صعودی یا نزولی ادبیات خود را لااقل بدانند (هر چه بیش تر بدانند مسلماً مفیدتر خواهد بود) مسلماً تمام هنرمندان غرب و اروپا، منحط و منحرف نیستند، همان طور که تمام شاعران و هنرمندان کشورهای به ظاهر مسلمان، انسان پر از ایمان نیستند و کارشان متأسفانه گمراه کننده می تواند باشد و در کارشان هدفی والا و انسانی را دنبال نکنند. برای مثال، «هانری کربن» فرانسوی عمری در شناخت اسلام شیعی صرف می کند و نوشته هایش آینه ای می شود که حقیقت و مظلومیت شیعه را باز می تاباند و برعکس «سلمان رشدی» مسلمان، تعهد هنر و انسانیت را زیر پا می نهد که می دانیم و نیازی به بازگفت آن نیست.            در هر کارگاه نسبت به کار خود، متنی را جز به جز نقد کنند، کار نقد در طول یک ترم باید صورت گیرد و مدرس و دانش آموزان، با هم نقد را به انتها برسانند (یعنی کار جمعی صورت گیرد)            مدرسین در شروع – حتی پیش از شروع کارگاه ها – جلساتی داشته باشند و برنامه ریزی دقیقی برای نیم سال داشته باشند و ریزکار خود را در جلسه مطرح کنند تا تداخل کاری پیش نیاید. بهتر است یکی را از میان خود به عنوان مشاور همگانی برگزینند. گفتنی نیست که این مشاور، باید از مسائل کارگاه ها اطلاعی فراتر از دیگران – هر چند نسبی – داشته باشد. باید در جریان سالم خلاقیت های ادبی باشد و تا حدی صاحب نظر و دارای اندیشه ای هنری، تا وقت لزوم بتواند رهنمون بدهد (از یاد نبریم هم فکری و تبادل نظر تمامی مدرسین در طول کار ضروری است.)            اشاره شد، یک ساله، نمی توان به نتیجه ی مطلوب رسید و کار باید تا سال آخر دبیرستان ادامه یابد. اینک طرح کلی و زمان بندی شده را مرور کنیم، به گمان من اگر کار درست و مسئولانه صورت گیرد به نتیجه ای دلخواه می رسیم، یعنی در پایان کار ضمن تربیت چند نویسنده و شاعر (که البته شغل اصیلشان ممکن است مهندسی، پزشکی و... باشد) فارغ التحصیلانی خواهیم داشت که کاملاً با روح ادبیات سالم آشنا شده اند و به آن مشتاق گشته اند و در جامعه هر کاری که پیش گیرند، مطالعه ی آثار ادبی را مهم ترین کار اوقات فراغت خود خواهند دانست.            حرف های من بر تجربه استوار است. هم اکنون شاگردان بسیاری از وقت کم انشا گلایه دارند و حاضرند روزهای جمعه، ساعاتی به مدرسه بیایند و در کلاس انشا کار کنند که مسلماً چنین کاری امکان ندارد. طرح کلی کارگاه ها            مرحله ی اول: از اول راهنمایی تا سوم راهنمایی و در نظام جدید از ترم اول تا سوم. به دلیل کمبود نیروی انسانی، کارگاه ها را به چهار کارگاه تقسیم می کنیم:1-       کارگاه شعر 2- کارگاه داستان نویسی 3- کارگاه مقاله نویسی 4- کارگاه روزنامه نگاری.مرحله ی دوم: از اول دبیرستان تا چهارم و در نظام جدید به میزان 3 ترم (4 و 5 و 6) در این مرحله، کار تخصصی می شود، ابتدا تقسیم کارگاه ها را بگویم و آن گاه توضیحی خلاصه از دو مرحله به دست دهم:1-       کارگاه شعر تخصصی 2- کارگاه داستان نویسی 3- کارگاه مقاله نویسی 4- کارگاه روزنامه نویسی.مرحله ی اول1- کارگاه شعر – در این کارگاه بعد از طرح مسائلی که در تمامی کارگاه ها، باید مطرح شود، مدرس و اعضا با سودگیری از دو کتاب خوب «موسیقی شعر» و «صور خیال» دکتر شفیعی کدکنی، عناصر مهم تشکیل دهنده ی یک شعر خوب و موفق مورد بحث قرار می گیرد. در این مرحله دانش آموز تفاوت شعر و نثر و مهم تر از همه، تفاوت شعر و نظم را فرامی گیرد و درمی یابد چرا سخنی در قالب شعر موفق است و برعکس.            جوهر و آنیّت شعر خوب را می شناسد و درمی یابد تنها وزن و قافیه سازنده ی شعر نیست، اگر چنین بود هیچ شعری بعد از ترجمه به زبانی دیگر مورد توجه قرار نمی گرفت چرا که در ترجمه، وزن و قافیه معمولاً از بین می رود و متعلم شناختی کلی از حس و عاطفه و تخیل و زیبایی کلام و ارزش واژگان به دست می آورد. با ذکر مثال خط فاصل شعر و نظم را درمی یابد. در این مرحله خواندن شعرهای خوب گذشتگان و معاصرین محور اصلی کارگاه است و شاید در آخرین ترم اعضا بتوانند نظمی و به ندرت شعری بگویند. اگر پیش تر خلاقیت و ذوق برخی از اعضا یاریشان کند و شعری بسازند، ایرادهای شعر به دقت – با کمک خود شاعر – باید رفع شود. پس در انتهای این مرحله اعضا شعرهای بسیاری خوانده و احیاناً حفظ کرده اند که ثمره ی خواندن و حفظ کردنشان بعد به خوبی، خود را می نمایاند و این نمود چنان آشکار خواهد بود که اعضا به راحتی این مسئله ی ذهنی را، گویی عینی و آشکار می بینند.            2- کارگاه داستان نویسی – بعد از طرح مسائل اولیه ی مشترک تمام کارگاه ها، مسائل مهم در این موضوع، شناخت زبان و درک این مهم که زبان فارسی جزو زبان های زنده است و جوهر موجود زنده، بر حرکت است و تکامل، این تکامل را به طور خلاصه حس کند آن گاه تقابل زبان و ادبیات را دریابد. درک کند تکامل زبان، می تواند ادبیات داستانی را غنا بخشد یا برعکس. دریابد داستان امروز، عرصه ی واژگان زنده است که در زبان (کتابی یا عامیانه) کاربرد دارند و بیش تر مردم با آن ها آشنایند و خو کرده. مثال های ما، می توانند به دانش آموز یادآور شوند که نثر مهم ترین وسیله ی ساختار داستان است. در این مهم از نثر نویسندگان مشهور و متعهد برای مثال باید استفاده شود.            3- کارگاه مقاله نویسی – مهم ترین اصل، در مقاله، نگاه تازه ی مقاله نویس به موضوع است. این را دانش آموز (البته بعد از مسائلی که در تمام کارگاه ها، مشترکند) باید فرا گیرد. مورد مهم دیگر، آشنایی با راستی و بی غرضی در نوشتن مقاله است. می توان مقالاتی سرسری و عمیق، برای مقایسه در کارگاه خوانده شود، اما مدرس به اعضا یاری کند تا حسن مقاله ی متعهدانه و راستین و زشتی و نابسامانی مقاله ی سرسری و ناراست را، خود دریابند و ذهنشان به نقد سالم نزدیک شود.            4- کارگاه روزنامه نویسی – بعد از طرح مسائل اشتراکی در تمام کارگاه ها، اعضا این نکته را باید اساس کار بدانند که راست گویی و شجاعت بیان عقیده ی درست و مستدل اساس روزنامه نگاری است. نکته ی دیگر تفاوت نثر درست و صحیح روزنامه نگاری را با نثر داستان و مقاله بدانند. آگاه شوند بی غرضی روزنامه نگار در نوشتن، گاه معضلی اجتماعی را، رفع کرده و باعث بهبود وضع جامعه ای شده است. مثال ها در این کارگاه باید با دقت مورد استفاده قرار گیرند.            نکته: اعضای کارگاه ها، ارزش زیبایی نوشته را به خوبی دریابند و بدانند زیبا نوشتن است که نویسنده را از کاتبان کنار پستخانه و دادگستری جدا می نماید. چرا که «انّ الله جمیلٌ یُحبُّ الجمال» (جامع صغیر، ج 1، ص 68)مرحله ی دوم (نهایی) کارگاه ها            کارگاه شعر – این جاست که اعضای گروه مسائل را تا حدی دریافته اند، گرایش خود را دانسته اند و مهم تر کتاب هایی مفید در رابطه با کارگاه خود خوانده و ظرایفشان را تا اندازه ای درک کرده اند. این جاست که هسته های کارگاهی درون کارگاه به وجود می آید. فی المثل در شعر، گرایش های اعضا معین شده و معمولاً بدین ترتیب تقسیم شده اند:الف – هسته ی شعر امروز ب – هسته ی شعر قدمایی            کار مدرس در این مرحله، تخصصی است. مدرس کارگاه اگر در مرحله ی اول، شعرشناس بوده، این جا باید شاعر باشد و شعرشناس و تا حدی نقاد شعر. شاعران خوب معاصر و گذشته را بشناسد. کاربرد زبانی هر شاعر موفق را مورد دقت و موشکافی قرار دهد. نمونه ها را تجزیه و تحلیل کند و بگوید شعر باید آنات کشف و شهودی، تخیل و عاطفه و... را داشته باشد چه به صورت امروز، چه در قالب های گذشته، مخصوصاً قالب های گذشته را آنالیز کند. چرا این مسائل، در قالب مثنوی نشسته و آن هیئت غزل گرفته. در شعر معاصر و امروز نیز این کار مهم است. تفسیر شعرها، از هر دست به عهده ی دانش آموز است و مدرس تنها اشکالات و محاسن تفسیر او را در کارگاه مطرح کند. اگر اعضا شعر گفتند مدرس با ظرافت به نقد شعر دانش آموز بپردازد، ابتدا از محاسنش بگوید و در انتها به معایب، آن هم با ظرافت و استادانه اشاره کند. با الفاظی مثل «اگر من بودم، این جا را چنین می گفتم، حالا بگذارید ببینیم اگر این طور شود که من می گویم، شعر چه وضعیتی پیدا می کند و الخ...2-    کارگاه داستان نویسی – این کارگاه به دلیل گسترش کارها و زمینه های گونه گون مشکل تر از کارگاه های دیگر می نماید و چنین است تقسیمات کارگاه که همه از ریشه ی داستان رسته و داستان خود، در فضا و گستره ی اسطوره بالیده است که به آن کار نداریم.الف: قصه و افسانه (Tale) که امروز گاه به داستان هم، با تسامح یا هر چیز دیگر، قصه نیز گفته اند. ب: حکایت یا داستان کوتاه (Short story) ج: رمان و داستان بلند که امروز با کمی تسامح همه را جای لفظ فرنگی novel می گذارند. قصد تعریف هیچ کدام را نداریم، چون تعریف و اشاره به نمونه ها، کار دیگری را می طلبد. د: فیلم نامه نویسی (که مضحک قلمی «کارتون»، از نظر داستان به فیلم نامه مربوط است) ه: نمایشنامه نویسی. می بینید، تدریس این کارگاه آدمی مطلع و کار کرده می خواهد، کسی که سبک های تئاتری را بشناسد، بداند درام، ملودرام، تراژدی، فن فاصله گذاری «برشت» سبک کاری آدم هایی مثل «استانیسلا وسکی» و... چیست؟ تئاتر نو چه می گوید؟ «بکت» و «آرابال» به تئاتر چه افزوده اند؟ خوب و بدشان باید بی غرضانه مورد نقد قرار گیرد. پر مسلم است کار اعضا باید عمیق، بی نظر، با رویی گشاده ارزیابی شود.3- مقاله نویسی- در کارگاه مقاله نویسی، مدرس باید ذهن اعضا را به این مهم جذب کند که مقاله نویس با جزیی ترین مسائل اجتماع و جامعه و آدمی روبروست تا کلی ترین و پیچیده ترین مسائل فرد در جمع و جمع در اجتماعات دیگر. الغرض اعضا باید بدانند همه ی موارد را باید خوب دریابند تا بتوانند بنویسند، از خود علم، کائنات، فلسفه، عرفان، دین و مذهب و... باید امانت را فراگیرند، اگر از کسی، کتابی نقل قول کردند، حتماً مورد را تذکر دهند.اما از نظر سبک و سیاق نوشتار، مقاله می تواند: الف – طنز باشد. ب – تاریخ نگاری باشد ج – مقاله هایی علمی باشد. مدرس باید به اعضا یاد دهد هر نقل و مقاله ای، باید سبک خود را پیدا کند تا میزان اثر گذاریش بیش تر باشد. مقالات اعضا دقیق باید مورد ارزیابی قرار گیرند (باز تکرار می کنم، تعریف مقاله و انواع آن، از بحث ما خارج است. اما اگر کارگاه ها به وجود آیند، می توان ریزبرنامه ی کاری را، در اختیار مراکز قرار داد تا آنان (مدیریت مراکز) به مدرسین تحویل دهند.4- روزنامه نگاری – این کارگاه ها هم، در مرتبه ی بالا – یعنی پایانی – باید ناگزیر چون خود اعضا گرایش هایی متفاوت (و البته در بطن روزنامه نگاری) پیدا کنند:الف – خبرنگاری ب – نت برداری ج – تندنویسی د- کوتاه کردن خبر، بدون لطمه خوردن به اصل خبر ه – ویراستاریمهم ترین اساس، درک این مطلب است که روزنامه نگار باید تزکیه ی نفس داشته باشد، تا از دروغ و تهمت و... در امان ماند، شجاعت علمی و اخلاقی داشته باشد تا از قدرتمند خطاکار نهراسد و خبر یا مطلبی را که درباره ی او نوشته، چاپ کند. سخت از قلب مطلب بپرهیزد، چرا که قلب مطلب و حقیقت برای جامعه ای گران تمام می شود و در نهایت شرف انسان های جامعه ای مطرح است.            ما در این نوشته، به کلیات طرح اشاره کردیم، اگر لازم آید، به جزئیات بعد خواهیم پرداخت. باز از آرش ابوترابی ممنونم که طرح پیشنهادیش مرا به اندیشه ای ژرف پرتاب کرد تا تفکراتم را جمع بندی کنم و مدت ها در موردشان بیندیشم و یادداشت بردارم. خداوند حفظش فرماید. آمین یا رب العالمین. 

تقویت انشای دانش آموزان (پژوهش)

تقویت انشای دانش آموزان

(تحقیق به روش پژوهش در عمل)

نویسنده : محمود مشکی ماجلان

مقدمه : توصیف وضعیت موجود

همتم بدرقه  راه کن ای طایر قدس            که دراز است ره مقصد و من نو سفرم

در حیطه زبان آموزی, چهار رکن اصلی گوش دادن – صحبت کردن  خواندن و نوشتن امروزه در دنیا به عنوان یک قانون مسلم پذیرفته شده , در آموزش تمامی زبان های دنیا و برنامه های آموزشی مدنظر قرار می گیرد.

در این چهار قدم به ترتیب نوشتن جایگاه چهارم را به خود اختصاص داده , چرا که سه امر گوش دادن و صحبت کردن و خواندن برای نوشتن مقدمه و پیش سازمان دهنده , و زمینه بوده و بالاترین سطح را به خود اختصاص داده است.

از آنجایی که مقطع ابتدایی پایه ای برای مقاطع دیگر بوده , ما نیز چند سالی در این مقطع تدریس کرده ایم. امروزه در امر زبان آموزی نگارش از اهمیت بالایی برخوردار است , مخصوصاً در پایه سوم که اولین پایه ای است که به صورت مستقل انشا نوشته می شود , چون در پایه دوم از جمله نویسی استفاده می گردد , این جملات اکثراً مرتبط با هم نیستند و هر یک به طور جداگانه نوشته می شود و بیشتر نحوه و ساختار جمله , منظم کردن جملات در هم ریخته , کوتاه سازی , ترکیب جملات ساده یا جمله سازی با کلمات ساده مد نظر است . برای دانش آموزان نوشتن جملات و متن به صورت مرتبط در پایه سوم با توالی مناسب مشکل می باشد.

بیشتر آموزگاران نوشتن انشا ا در زمره تکالیف نگریسته و در پایان این ساعت درس موضوعی را برای نوشتن انشا مطرح می کنند و برای جلسه بعد منتظر نوشتن انشا از سوی دانش آموزان می شوند. چون دانش آموزان خود قادر به نگارش نیستند لاجرم به اولیای خود متوسل شده از آنها حتی نه به عنوان کمک ؛ بلکه کسی که باید متن انشا را بصورت کامل برای آنها دیکته نمایند نگاه می کنند که این امر برای ما نیز در دوره تحصیل بارها اتفاق افتاده و چه بسیار کودکانی که برای نوشتن انشا توسط اولیا سرخورده و تنبیه شده اند , و صدمات جبران ناپذیری را تحمل نموده اند که حاصل ایـن شیـوه نـگارش ها در بـررسـی هایی فعلی و بروندادهای این مدارس که همان فارغ التحصیلان هستند که با مدارک بالا قادر به نوشتن خواسته های خود در قالب جملات و بصورت مکتوب نیستند.

انشاهای نوشته شده در منزل , چون توسط اولیا یا افرادی بوده که از نظر سطح علمی بالاتر از دانش آموزان است , در سطح بالای گروه سنی وی بوده و حتی محتوا و کلمات نوشته شده برای دانش آموزان قابل تفهیم نیست. این روند موجب نارضایی اولیا نیز می گردد, این نوع انشاها حتی در حین قرائت چندان مورد توجه دانش آموزان دیگر کلاس قرار نمی گیرد.

موضوعات ارائه شده برای انشا چندین سال است که روش سنتی خود را طی نموده که همان توصیفی نمودن یک پدیده یا فصل و ... یا مناسبت هایی از سال چون نـوروز و تعطیلات و ... است. این موضوعات بعضاً آن قدر کلی هستند که در حیطه دانش آموزان مقطع ابتدایی نیست.

چگونگی اداره کـردن کـلاس ها بـا تـوجـه بـه کـم بـودن ظـرفیـت گوش دادن دانش آموز در مقطع ابتدایی بعد از دقایقی موجب سر و صدا و عدم تحمل شنیدن متن ها توسط کودکان می گردد ,چون مطالب در خصوص موضوع واحد است و اکثر مطالب مشابه هست و هیچ جذابیت و تفنن تهیج خاصی نیست , بسیار خسته کننده و ملال آور می شود , به طوری که از طرف دانش آموزان فقط رفع تکلیف تلقی می گردد , به مثابه ای که اگر در پایان این زنگ در خصوص متن های خواندن شده دانش آموزان از خود آنها بپرسیم مطلبی قابل توجه و یا پیام قابل بیان برای ما و خودشان نداشته باشند, دانش آموزان نوشتن انشا را , پر کردن یک صفحه از دفتر خود از مطالب به هر نحو که باشد می دانند طوری که دانش آموزی در روستای اجیرلو داشتم در توصیف بهار , 14 سطر را پر کرده بود . در نوشته او من جز این چند جمله مطلبی قابل فهم ندیدم که این جملات را به کرات در فاصله های معین تکرار کرده بود (( فصل بهار خوب است , چون که خوب است و رای این که زیبا است , چون که خوب است و ... ))

آموزگاری در مدرسه خود در هفته اول مهرماه موضوع انشا را در روی تخته سیاه کلاس نوشت و توضیحات مختصری نیز در خصوص موضوع داده , تا برای جلسه آینده نوشته های خود را به کلاس ارائه دهند , در جلسه بعدی از روی دفتر نمره به طور اتفاقی چندین نفر در پای تخته برای خواندن نوشته های خود حاضر شدند. تعدادی اصلاً ننوشته بودند و ادعا می کردند که یا اولیای آنها سواد ندارند که برای آنها انشا بگوید ؛ بعضی نیز عدم همکاری اولیا را علت مطرح کردند و بعضی نیز جایی یا کسی را برای نوشتن اصلاً پیدا نکرده بودند ؛ اما چند نفر که نوشته بودند , یا خط خودشان نبود که بتوانند روان بخوانند و بعضی هم که خواندند از کلمات سطح بالا و واژه های ناملموس برای این پایه استفاده کرده بودند که خودشان نیز معنای آن کلمات را نمی دانستند ؛ چند نفر نیز که خودشان انشا را نوشته بودند یا جمله بندی ناقص  و مطالب نوشته شده از توالی منطقی برخوردار  نبود و نوشته ی آنها از 4 الی 5 سطر فراتر نمی رفت.

فضای کلاس آن قدر شلوغ و بی روح بوده که با تاکیدهای او کسی حاضر به گوش دادن این مطالب نبود. این وضع کلاس با این کیفیت و شرایط , وی را مجبور کرد که در پی چاره جویی باشد تا این مسئله را از میان بردارد , با هم شب ها در منزل در این خصوص و مطالب مشابه درسی بحث و بررسی می کردیم , در دفتر آموزشگاه ها نیز مسایل مطرح می شد هر کسی نیز یک نظری داشت که در نوع خود به تصمیمات و پیشنهادشان , کمک می کرد. حتی در جلسه شورای آموزگاران را به طور گذرا این مطلب را مطرح کردیم چون به صورت موردی بود چندان مورد بحث و تبادل نظر قرار نگرفت.

ما در یک جمع بندی که انجام دادیم این امر را به چندین علت بیان کردند که مهمترین آنها عبارت بودند از :

1- عدم توجه و دقت ه جمله بندی و جمله نویسی در پایه دوم ابتدایی.

2- بی سوادی یا کم بودن سطح آگاهی و تحصیلات اولیا دانش آموزان.

3- عدم مطالعه کتاب توسط دانش آموزان و عدم امکانات و کتابخانه با توجه به دور دست بودن منطقه .

4- عـدم اشتیـاق بچه ها به زبان فارسی با توجه مغایر بودن با زبان مادری دانش آموزان.

5- عـدم پیگیـری و دقـت نظـر معلـمان و راهنمایان و خود اولیا در انشای دانش آموزان.

6- کلیشه بودن موضوعات برای معلمان و روند اجرایی تکراری باعث عدم رغبت آن ها می شود.          

گرد آوری اطلاعات ( شواهد یک )

            در یک تقسیم بندی کاری در مرحله اول , نحوه تدریس زنگ انشای چند نفر از همکاران را جویا شدم که آیا نگارش ها باید در منزل یا در کلاس باید صورت بگیرد , نظر اولیای دانش آموزان که در مدرسه حاضر می شدند پرس و جو کرده و یادداشت می کردیم که نظرات متفاوتی ایراد می شد در یک نمونه آماری که بدست آوردیم معلوم شد که اکثر انشاها در منزل نوشته می شود که این روش با توجه به تحقیقات و نظر اکثر علمای تعلیم و تربیت کاملاً منسوخ است و اکثر اولیا از این امر ناراضی بودند و دانش آموزان نیز در کلاس تمایل به شنیدن نوشته های هم کلاسی خود نشان نمی دادند.

            برای اکثر معلمان نیز ساعت انشا کسل کننده و خسته کننده می باشد , در یک نظر سنجی از بچه ها , آنها نیز بیان کردند که نمی دانند چگونه انشا بنویسند , موضوعات برای آن ها قابل فهم نیست , مورد علاقه آنها نیست و با توجه به دو زبانه بودن در جمله بندی و پیدا کردن کلمات معادل با زبان مادری مشکل دارند.

            در نوشته هایی که در خصوص نگارش و مخصوصاً نگارش خلاق , مقطع ابتدایی لازم بود جمع آوری کردیم که در پایان به طور مختصر گوشه هایی از مطالب یادداشت می گردد . در ساعت انشا می توان با ایفای نقش , قصه گویی و نمایش خلاق به عالی ترین اهداف زبان آموزی دست یافت که نوشتن نیز یکی از این اهداف است ایجاد برقراری ارتباط انسانی و عاطفی , نظم بخشی به افکار گفتار پرورش قوه تفکر استدلال , استنتاج و به طور کلی رشد و شکوفایی خلاقیت و استعدادهای زبانی در دانش آموزان می انجامد.

تجزیه و تحلیل اطلاعات:

            پس از تجزیه و بررسی و تحقیق و مطالعه منابع موجود خلاصه یافته های حاصل از این تجزیه و تحلیل ( علل ناتوانی دانش آموزان در نگارش انشا بدین شرح می باشد)

1- عدم آشنایی دانش آموزان با طرز و چگونگی انشا که دلایل آن در وضعیت موجود نوشته شد , که در دوم ابتدایی آشنایی دانش آموزان فقط با جمله بندی بوده  است.

2- دانش آموزان نمی دانند که در مورد چه بنویسند , کدام موضوعات و مطالب در نوشتن آنها کمک خواهد کرد.

3- انشا در سر کلاس نوشته نمی شود , محول کردن نگارش به محوطه خارج از کلاس که لاجرم دانش آموزان از اولیای دانش آموزان استفاده نماید.

4- عدم علاقه و رغبت معلمان و همچنین عدم آشنایی با قواعد موضوعات مناسب هر پایه مطابق با اصول روان شناسی , و توانایی ذهنی , حدود سنی 10  الی  11 سال.

5- تقویت نکردن مهارت گوش دادن دانش آموزان به انشاهای خوانده شده در کلاس درس.

6- عـدم فضـای آزاد , و فضـای پـرسـش و پـاسـخ و نقـد و بـررسـی نوشته های دانش آموزان در کلاس .

7- مناسب نبودن موضوعات انتخاب شده با توجه به گروه سنی و همچنین تکراری بودن موضوعات.

8- عدم مطالب کتاب های قصه و داستان پروری ذهن های دانش آموزان در مدرسه و بیرون از مدرسه.

9- معلمان معیارهای مشخص در ارزشیابی انشا در دست ندارند.

چگونه انشا بنویسید

            دانش آموزان پایه سوم ابتدایی برای اولین بار با درس انشا آشنا می شوند , پس باید تناسب , اندازه و کیفیت استفاده از لغات مطابق گنجینه لغات و سایر مسایل رعایت و مدنظر قرار گیرد و حتی چند جلسه آغاز سال با روند نگارش مخصوصاً با توجه به گروه سنی شان آموزش داده شوند , حتی چندین مورد از انشاهای سوم ابتدایی های سال قبل خوانده شود این آموزش ها با توجه به توانایی و ذوق و سلیقه هـر معلـم و دیـدگاه وی می تـواند گوناگون باشد اما از نظر ما می تواند بدین گونه باشد:

1- موضوعی برای انشا انتخاب می شود باید کاملاً واضح و محدود و توضیحات را در خصوص آن موضوع را ارائه داد.

2- چگونگی ربط دادن جملات و گسترش حوزه واژگان و افزایش کمیت جمله ها آموزش داده شود.

3- تصاویری که در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و از آنها بخواهیم در مورد تصاویر چند سطری برای ما بنویسند.

4- جملات درهم ریخته را با اندازه های متفاوت در اختیار آنها قرار داد تا آنها کامل نمایند.

5- پاکیزه نویسی , رعایت اصول نگارش و علائم سجاوندی در پایه ابتدایی , چگونگی تنظیم ساختار انشا و پیش نویس و پاکنویس نیز مورد تایید و پیگیری قرار گیرد.

6- با تعریف یک کارتون یا داستان می توانند یک انشا خوب بنویسند , البته بهتر است این کارتون نمایش داده شود یا داستان را خودشان بخوانند.

7- در مناطق دو زبانه بهتر است از ابتدا دانش آموزان علاوه بر زبان مادری از زبان فارسی که زبان نوشتاری و معیار و ملاک ارزیابی ما می باشد مدنظر همکاران بوده تا حوزه گنجینه ی لغات آنها افزایش یابد.

انواع انشا (پایه سوم)

1- انشای توصیفی 2- خاطره نویسی3- داستان نویسی4- انشا شفاهی 5- نامه نگاری

نحوه ارزش یابی

در مقطع ابتـدایـی بخصوص در پایه سوم چون اولین سالی است که انشا تدریس می گردد ,معلم دلایل برتری انشاهای دانش آموزان را برای آنان بیان کند و نقاط قوت آنها را در این خصوص بیان نماید. تا از این طریق دانش آموزان دیگر این نقاط را در نوشته های هفته های بعدی خود مورد توجه قرار گیرد. و این نمونه برخی از معیارها و برتری انشاها را می توان بدین عناوین بیان کرد:

1- جمله بندی صحیح

2- ربط داشتن جمله ها با توجه به موضوع

3- رعایت توالی زمانی و مکانی و عدم تکراری بودن آن

4- رعایت جمله بندی و علائم سجاوندی , نوع جمله ها

5- طولانی نبودن داستان

راه هایی پیشنهادی برای نگارش انشا

با توجه به دیدگاه و مطالعاتی که انجام شد چندین راه برای فعال شدن و علاقه نشان دادن دانش آموزانی که در درس انشا پیشنهاد شد که در وهله اول تصمیم گرفتیم که :

- نوشتن انشا حتماً در کلاس صورت بگیرد حتی اگر 3 الی 4 سطر هم نباشد.

- بعد از نوشتن انشا معلم کلیه انشاها را بررسی نماید و با قید تاریخ و امضا تا تغییر متن به حداقل برسد.

- اگر زمانی بعد از نوشتن متن های انشا می باشد , یکی یکی از دانش آموزان را می خواهیم تا انشا خود را بخوانند.

- چون پرورش تخیل در کودکان خیلی عالی است بنابراین سعی شود به داستانهای خیالی و فضایی علاقه فراوان دارند موضوعات انشا به صورت داستانی انتخاب میشود.

- معلم مربوطه می تواند به دانش آموزان داستانی (فیلم – کارتون و یا کتاب های داستان ) یا هر آنچه در ذهن اوست را انتخاب کرده و چند کلمه ای از آن را روی تخته سیاه می نویسد و از دانش آموزان می خواهد دنباله داستان خود را به میل خود ادامه دهند. که این امر در پرورش تخیل کودکان موثر می باشد.

- شیوه داستان گویی می تواند به چند شکل صورت بگیرد , به صورت نوشتاری یعنی کلماتی را در روی تخته سیاه که همدیگر را در حول محور موضوع مورد نظر , تداعی نماید و خود دانش آموزان ادامه دهند, یا این به صورت تصویری ( تصویر خوانی ) تصویری که حاوی یک موضوع و مفهوم باشد و دانش آموزان بتوانند از روی این تصویر مطالبی را بنویسند یا به روش دیگری که می تواند در پرورش خلاقیت کودکانی موثر افتد , این که یک قسمت داستان در تخته سیاه نوشته شود و در ادامه بچه ها خودشان با قوه و خلاقیت خود جملات و انشا را ادامه دهند. این روش در مناسبت ها کاربرد بهتری دارد , مثلاً در ماه رمضان می توانیم روی تخته سیاه مطلب را این گونه آغاز کنیم : (( در یکی از روزهای ماه رمضان علی در مدرسه می خواست آب بخورد و یک دفعه یادش افتاد که ... .

- برای دانش آموزان قصه ای بخوانیم یا بعد از آنها بخواهیم دوست دارند به جای کدام یک از شخصیت های قصه خوشش آمد خود را به جای آن شخصیت قرار داده و برای ما قصه شنیده را خلاصه نویسی نماید.

- تمامی موضوعات فصل ها را می توانیم در قالب داستان و به زبان بسیار ساده و کودکانه شروع و ادامه دهیم.

- معلمان نیز باید با روش داستان نویسی و ساخت داستان , طولانی نبودن انشا آشنا شوند , هدف داستان و توالی مطلب را بدانند.

چگونگی اجرای راه جدید

بعد از بیان چگونگی نگارش انشا و بیان نکات لازم نگارشی به شاگردان , چند نمونه انشا برای آنها خواندم , قرار شد که در جلسه بعد همه دفترهای انشا خود را به کلاس آورده  و در کلاس انشا بنویسند هـرچند در ابتدا بچه ها مخالفت            می کردند ؛ اعتماد به نفس لازم را برای نگارش انشا را در کلاس نداشتند پس از مدتی بحث و بررسی متقاعد شدند , که این کار را خودشان انجام دهند تا در کلاس های بالاتر بتوانند از عهده این کار بر آیند.

            برای بار اول در مورد یک داستان که در هفته گذشته از کتاب داستان خوانده بودم روی تخته سیاه یک جمله از آن را بدین مضمون نوشتم (( یک روز خرگوش کوچولو تصمیم گرفت تنهایی به جنگل برود کمی که از خانه ی خودش دور شد یک دفعه صدای بلندی را ... . )) از دانش آموزان خواستم هر کس بنا به علاقه و سلیقه خود , ادامه این جملات را بنویسند. بچه ها خیلی احساس نارضایتی می کردند وقتی گفتم حتی اگر دو سطر هم بنویسند قبول است , برای من خیلی اهمیت دارد قبول کردند و نمره خوبی خواهند گرفت , کم کم شروع به نوشتن کردند جلسه نگارش چون اولین بار طولانی شد , تمامی انشاها و ذکر تاریخ و امضا , قرار شد که در جلسه بعد در کلاس خوانده شود, بعضی از انشاها خیلی خوب نوشته شده بود , قدرت تخیل , خلاقیت بعضی از بچه ها خیلی خوب بود , برخی دیگر از نظر جمله نویسی و اصول نوشتاری مشکل داشتند.

            پس از بررسی معلوم شد یکی از دلایل عمده نقص نوشتاری دو زبانه بودن دانش آموزان و عدم کاربرد دقیق کلمات و واژه ها در نگارش بود , حتی در جمله بندی نیز برای آنها دشوار می نمود. بعضی ها انشاهای خنده داری داشتند با خواندن انشاها به کلاس شادابی می بخشیدند , رضایت دانش آموزان را از این روش احساس می کردیم.

            برای بالا بردن ضریب دقت دانش آموزان و مطمئن بودن از توجه شاگردان مقرر شد که پس از خواندن هر متن انشای وی مورد نقد و بررسی قرار گیرد و یک نفر از بچه ها به صورت اتفاقی خلاصه انشای وی برای کلاس بازگو نماید هر چند شروع این کار با سختی بود. چرا که دانش آموزان ابتدا قادر به نوشتن نبودند از جلسه های آینده رغبت و علاقه دانش آموزان کاملاً مشهود بود. برای بررسی و مقایسه تفاوت روند و پیشرفت نگارش نمونه هایی از انشاهای جلسات اول تا ششم را جمع آوری نموده که دو نمونه از آن را به پیوست این گزارش آورده ایم. اما نکته مهمتر از این , آن بود که اعتماد به نفس آنها به سطحی رسیده بود که خودشان می توانستند بدون کمک گرفتن و دیکته دیگران خود در مورد موضوع ارائه شده , ولو چند سطر نگارش نمایند.

گردآوری اطلاعات شواهد2

            با این که استقبال و علاقه و رغبت دانش آموزان به وضوح نشانگر موفقیت این روش بود برای بالا بردن ضریب اطمینان , اطلاعات و شواهد ذیل را جمع آوری نمودیم.

1- مقایسه انشاهای جلسات اول با جلسات بعد , از نظر کمیت و کیفیت یا خلاقیت تنوع و دستوری

2- نظر خواهی از اولیا در خصوص توانایی نوشتاری فرزندش

3- سکوت و توجه دقیق به انشاهای خوانده شده دانش آموزان در کلاس و خلاصه گویی آنها.

تجدیدنظر در روش های انجام گرفته

            پس از بحث و بررسی , نقد روش های انجام شده بدین نتیجه رسیدیم که دانش آموزان موضوعات داستانی , داستان هایی را می توانند بهتر بنویسند که خود قهرمان شوند مانند این نمونه (( اگر من پادشاه تمام جهان بودم ... . )) با این شیوه می توان از منظر روان شناسی و روانکاوی نیز نگریست و به علایق و زمینه های روانی آنها پی برد , در جهت تنوع بخشی ساعت انشا مقرر شد از کارت تصویری نیز استفاده گردد, تصویر خوانی و از تصاویر عنوانی برای نوشته ها استفاده گردد به کیفیت ها بیشتر از کمیت ها مورد توجه قرار گیرد و در خصوص موضوع فهرستی از واژه ها قبلاً تهیه کرده و در اختیار آنان قرار داد که بر گنجینه ی لغات آنها افزود. با این روش ها با پیگیری و تدوین برنامه های جدید , مهارت های گوش دادن و نوشتن تقویت خواهد شد.

نتایج

با توجه به موارد ذکر شده می توان به نتایج زیر اشاره کرد با اجرای این روش ها :

- دانش آموزان خود قادر به نوشتن انشا شدند هر چند در حد چند سطر

- اکثریت دانش آموزان به خاطر تخیلی بودن داستان ها علاقمند به نوشتن شده بودند.

- دانش آموزان اعتماد به نفس لازم را در نوشتن پیدا کرده بودند.

- با این روش ها بهتر می توانیم از زمینه های روانی و علایق آنها پی ببریم.

- دانش آموزان مستعد در نگارش شناسایی و هدایت می شدند.

- مهارت های گـوش دادن و صحبت کـردن آنها در کنار مهارت نوشتن تقویت می شود.

- با توجه به روند صعودی پیشرفت , در مقایسه انشاها – توالی مطالب , گنجینه لغات و تنوع مطلب بهتر می شود.

- دانش آموزان با قرار دادن خود به جای قهرمان علاقمند می شوند و روحیه شادابی در این رنگ دارند.

- چون خود را قهرمان داستان می دانند در مواجه شدن با مشکلات خلاقانه تصمیم می گیرند و از مواجه با شکست هراس نداشته و آثار مطلوبی در زندگی آینده آنها خواهد داشت.

نتیجه گیری

نکته مهمی که معلمان در زنگ انشا باید مدنظر قرار بدهند , نوشتن انشا در سر کلاس و در حضور معلم است نه در منزل , اگر این روند در مدارس پیگیری شود, دانش آموزان در پایه های بالاتر نوشته های قوی خواهند داشت و این قدرت نوشتاری باعث پیشرفت تحصیلی نیز خواهد شد.

            شیوه داستان نویسی و داستان گویی از بهترین روش می تواند باشد که توام با علاقه و دقت دانش آموزان مناسب ترین شیوه بوده و قوه تخیل و گنجینه لغات آنها را بالا برد و در جهت پیشرفت تحصیلی نیز در بلند مدت موثر خواهد افتاد.  علی اکبر ادهم (تحقیق عملی)

" پژوهشی در درس انشا "

" پژوهشی در درس انشا " با طرح این سؤالات :

1.       نویسندگان چگونه نویسنده شد ند؟

2.       نویسندگان چگونه می نویسند؟

3.      برای نوشتن چه پیشنهادی دار ند ؟

 

پژوهشگر: فاطمه ملکی

استاد راهنما:

رشته­ی تحصیلی:

دانشکده:

سال دفاع:

                                                   

گزیده ی پژوهش :    

مقدمه، شامل:

1-             معضل درس انشا درمدارس و ناتوانی دانش­آموزان در نوشتن                                                       

"می گویند تحصیل کرده های ما سواد فارسی ندارند.می گویند جوانان ما بعد از دوازده سال تحصیل و یا حتی پس از پایان دوره ی کارشناسی قادر نیستند قلم به دست بگیرند و مکنونات قلبی خود را به سهولت و و بدون تشویش ودغدغه ی خاطر روی کاغذ بیاورند. از هر طرف فریاد بلند است که نثر فارسی به اضمحلال گرائیده است و این زبان دل انگیز و شیرین که وقتی گویندگان و نویسندگانی چون سعدی و حافظ وبیهقی وابوالمعالی داشته ، نفس واپسین خود را می کشد."(1) و در اولین سمینار انشا، اقای دکتر حداد عادل می گویند : " با تاسف بسیار باید گفت درس انشا، درس فراموش شده ای است . درباره ی این درس و شیوه های اموزشی آن کمتر بحث و گفتگوی علمی و اموزشی مطرح شده ومی شود . جا دارد معلمان با تجربه ای که دارای ذوق نویسند گی نیز هستند ، با بحث و گفتگو و تبادل تجربه به تبین و تدوین ضوابطی برای اموزش انشا اقدام کنند ."( 2)

    بیان نظرات فوق نشانگر آن است که معضل درس انشا ، در مدارس ،همچنان به قوت خود باقی است. این امر ما را وا می دارد که بطور جدی مسئله را مورد ارزیابی قرار دهیم و علتهای آن را بررسی کنیم. با بررسی دقیق این مشکل با سوالات زیادی روبرو می شویم که ؛ ایا سبب بروز این معضل ،عدم علاقه مندی دانش اموز است یا نداشتن برنامه ی مدون و مشخص ، یا نبود معلمان کارامد ، یا عدم امکانات مانند  کتابخانه، رایانه، بازدیدها و... ؟

این وضع مسلما باید بررسی وریشه یابی و درمان گردد. ابتدا به نظر می رسد عدم درک درست از ادبیات و اهمیت آن ، به ویژه درس انشا ریشه ی اصلی ماجراست.بهترین جایگاه برای درک زیبایی و بروز خلاقیت ، زنگ انشاست . در اولین سمینار انشا یکی از سخنرانان به نکته ی اساسی اشاره کرده اند که : " یکی از هدف های آموزش و پرورش ، دستیابی به چهار رکن اساسی : خوب گوش کردن ، خوب نگاه کردن ، خوب سخن گفتن و خوب نوشتن است که این چهار رکن در درس انشا به تمامی به کار گرفته می شود .لذا انشا نه تنها دریچه ای است به روی خوب اندیشیدن ، تحلیل کردن ، تعمق وتفکر داشتن ،بلکه این رفتارها می تواند تبدیل به مها رتهای خاص خود یعنی نوشتن شود. "(3)

اگر بتوانیم در زنگ انشا درک عاطفی ، حسی ،تخیلی ، هنری و ...دانش آموزان را تقویت کنیم، راه را جهت گام ها ی بعدی هموار کرده ایم .نوشته ی زیر نمونه ای از همان درک زیبایی است ، همان انتقال حس است. و همان زبان انشاست :

" کنار پیاده رویی ، پیر مرد نابینایی گدایی می کرد. او تابلویی با این مضمون از گردن خود آویزان کرده بود: "به من عاجز کور کمک کنید ."

                                                                                                                                           

عابر خوش ذوقی از پیر مرد نابینا اجازه می گیرد تا جمله ی دیگری  پشت همین تابلو بنویسد و از امروز با این جمله به کاسبی اش ادامه دهد .

عابر جمله ای می نویسد و می رود .

یک هفته بعد ، وقتی عابر از همین پیاده رو می گذرد ،پیر مرد را می بیند که سر جایش نشسته است و جمله ای که او نوشته روی سینه اش دیده می شود .

عابر به پیر مرد نزدیک شده و به او می گوید :

من همان کسی هستم که تابلوی روی سینه ی تو را برگرداندم و جمله ای روی آن نوشتم . حالا به من بگو: آیا کاسبی­ات فرق کرده است یا نه ؟

پیر مرد پاسخ می دهد:" خدا پدر و مادرت را بیامرزد ،از روزی که این جمله ی تازه را نوشته ای کاسبی من چند برابر شده است .

 "جمله ای که عابر نوشته بود ،این بود :  

" بهار زیبا آمد ، اما من نمی توانم ببینم." (4)

 

2- سابقه ی درس انشا از گذشته تا کنون  

                                                                                      

در این باره  اقای علی اکبر نصیری در پایان نامه ی خود اینگونه اشاره می کنند که : " با نگاهی به برنامه درسی آموزشگاههای جهان در گذشته های بسیار دور تا به امروز، در می یابیم تنها درسی که همیشه در برنامه درسی وجود داشته است و به عنوان اصلی ترین درسها به شمار می رفته است همانا درس مهم و سرنوشت ساز "زبان و ادبیات " بوده است.تدریس انشا در آغاز به صورت شفاهی بود، به خصوص در یونان باستان ،روم ، اروپای قرون وسطی ، و نیز در هند و چین که بعدها بصورت مکتوب درامد و تربیت کاتبان،بخش مهمی از فرایند مدرسه ای را تشکیل می داد . در کشورهای غربی ، درس انشا محدود می شد به اصول ادبی ارسطو و بلاغت قدیم و کسانی چون : کویین لی ، سیرو ،وسنکا .

با اختراع ماشین چاپ ،تدریس انشا بصورت مکتوب تغییر یافت و در قرن هیجدهم به طور کامل به صورت برنامه ریزی شده در آمد."(5)

با توجه به تاریخچه ی انشا می توان گفت که قدرت سخنوری که در دوران قدیم از مرتبه ی بالایی برخوردار بود ، به واسطه ی کتابت رقیبی پیدا کرد که توانست جای آن را بگیرد.

در مدارس قدیم و مکتب خانه ها هم ،بیشتر خواندن مورد توجه بود تا نوشتن  .مگر در سطوح بالا که لازم بود دست به قلم برده شود.قلم حرمتی داشت ، وکمتر کسی به خود اجازه می داد که قلم به دست گیرد .نوشتن ، هم شآن بالایی داشت . وکتاب و خط بیشتر به یاری کاتبان می امد تا به کار محصلان .

رفته رفته شیوه های تدریس در مکتب خانه های سنتی جای خود را به روشهای فعلی تدریس سپردند . کم کم نوشتن رونق پیدا کرد و خواندن و نوشتن به صورت دو یار جدایی ناپذیر در آمد .

این مقدمه و تمامی دلایلی که ذکر شد ، مرا بر آن داشت که تامل بیشتری کنم و به گونه ای مطلب را عنوان کنم که جاذبه یبیشتری داشته و راه حلهای مستندتری را ارائه دهم . لذا بهتر آن دیدم که با استفاده از تجارب نویسندگان موفق در مصاحبه های حضوری به راه کارهایی مناسب جهت تقویت و اصلاح شیوه ی نگارش برسم .

 

***************

بخش اول : گفتگو                                                  

دراین بخش ، با سرکار خانم راضیه ی تجار؛ نویسنده و عضو شورای سردبیری مجله ی " ادبیات داستانی " و اقایان :         

-          دکتر غلامعلی حداد عادل ؛ نویسنده و محقق ، مدیر فرهنگستان زبان .

-          محمد رضا سرشار ؛ نویسنده و منتقد ادبیات کودکان و نو جوانان .

-          سید مهدی شجاعی ؛ نویسنده وسردبیر مجله ی نیستان .

مصاحبه ای حضوری انجام شده و نمونه ای ازنوشته های ایشان امده است .

این رساله می توانست به جای چهار نفر، از تجربه های چهل نفر سود ببرد . اما همین چهار بزرگوار نیز، به نکته های مشترکی اشاره می کنند که خبر از درد مشترک و راه کار های مشترک دارد ما حصل این گفتگوها در بخش دوم آمده است .

 

****************

  بخش دوم : رهیافت ها

                                                                                                                                                                                 

در این بخش ،چکیده ی نظرات این عزیزان را با هم می خوانیم ؛

الف – آموزش انشا از زمان سخنگویی اغاز می شود :    

کشف این نکته ، مثل کشف معادله های طبیعی و اجتماعی می تواند از شهد متفاوتی برخوردار باشد. یعنی معلمی که در کلاس انشا حاضر می شود، همکاران دیگری داشته که محصول زحمتشان ، حالا در قامت دانش اموز، راهی مدرسه شده و در مقابلش نشسته اند و چشم به دهان او دارند . این همکاران ، کسی جز پدر و مادرها نیستند . پدر و مادر ، از همان دوران طفولیت و به تعبیر من حتی قبل ازآن بدون اینکه خود بدانند اولین معلمان انشای فرزندان خود هستند .

پس معلم در کلاس ،باید به ترمیم یا تقویت انچه که پدر و مادر به دانش اموز او اموخته اند بپردازد و این نیست که یک  معلم همیشه از نقطه ی صفر ، به تعلیم درس انشا همت کند . گاه ، دانش اموزی بنا به همان زحمتی که معلمان پیشین او کشیده اند ، فرسنگها از دیگران جلوتر است.وگاه نه، باید به روفتن بد فهمی های او بپردازد .

پس نقش معلم در حقیقت ، نقش کاشف آن معادله ای است که حلاوت و شیرینی حل آن تا ابد در کام او و دانش اموزان او باقی خواهد ماند .

این جاست که باید انگشت بر توانمندی معلم گذاشت . همان توانمندی که باید با احساس مسئولیت و علاقه مندی گره بخورد تا راهگشا باشد .                                  

 

ب- نقش خانواده های اهل مطالعه تعیین کننده است :

    بچه ها در خانه ای که نه پدر ، نه مادر و نه دیگر اعضای خانواده ، هیچکدام به کتاب و کتابخوانی علاقه ندارند ،بسیار دیرتر از بچه هایی که خانواده شان سر در کتاب دارند، با انشا مانوس می شوند .اساسا بچه ها با تماشای رفتار اطرافیان خود ، به فراگیری و کسب تجربه می پردازند و تماشای کتابخوانی ، شوق شیرین و ماندگاری در انها پدید می اورد که این اشتیاق ، تا پایان عمربا انها همراه خواهد بود .

پس خانواده ای که اهل مطالعه باشد ، فرزندان اهل مطالعه ای را در کلاس انشا پیش روی معلم می نشاند . در اینجا ، ایا کار معلم سهل تر و نافذتر نخواهد بود ؟ و ایا در مقایسه با دانش اموزان دیگر که در محیط کتاب و کتابخوانی پرورش نیافته اند کار معلم سختر نخواهد بود؟!!

 

    ج – تاکید بر اهمیت کتاب و کتابخوانی :

زنگ انشا بهترین زمان جهت برانگیختن شوق مطالعه و کتابخوانی در دانش اموز می باشد . به همین دلیل ، کتاب باید در دسترس دانش اموز باشد و چون وقت قابل توجهی  از عمر او در مدرسه سپری می شود ، بودن یک کتابخانه ی فعال ، با کتابهایی خوب و متناسب با نیازش می تواند ذهن تشنه ی او را سیراب کند که این مهم در سالهای آتی ، پشتوانه ی خوبی برای او خواهد شد .

داشتن کتاب در کتابخانه ای خوب و مناسب ، چه بسا به خودی خود ، عاملی برای جذ ب دانش اموز بشمار نرود . این هدایت مربیان است که با دادن انگیزه و بهره گیری از شیوه های مطلوب کتابخوانی ، او را در مسیر صحیح فراگیری قرار می دهد .

 

د – احسا س درونی و احساس نیاز به نوشتن :

       وقتی درون آدمی از موضوعی انبا شته شد خود به خود ، شروع به فوران می کند و جوششی در فرد پدید می اید که نوشتن ،یکی از راهها و شاید شایسته ترین راه فروکش کردن این جوشش باشد . اتفاقا هدایت دانش اموز در این مرحله ،توسط معلم بسیار کارساز است . این احساس درونی و نیاز به نوشتن خمیر خوش رنگی است که می شود به اشکال گوناگون در آید . خوب ، طبعا اگر مراقبت ویژه ای در این مرحله صورت نگیرد ، آن خمیر ، به شکلی نه چندان مطلوب ،شکل خواهد گرفت .

 

ه – تجربه های شخصی و اجتماعی دانش آموز :

 هر چه دنیای تجربه های شخصی ، اجتماعی دانش اموز گسترده تر باشد ، دامنه ی دنیای ذهنی او هم گسترش می یابد و هر چه دنیای تجربه هایش محدودتر لاجرم دنیای ذهنی و فکری بسته تری خواهد داشت .

باقی ماندن بر احساس صرف ، دانش اموز را در مواجهه با مسائل اطرافش دچار مشکل می کند . همین نکته در نوشتن نیز به آفتی منتهی می شود که فرد ،بیش از پیش خود را تنها ،و مخاطبین اثارش رامعدود می یابد .

     تجربه ها ، حوادث و فراز ونشیب ها، و درگیر شدن با مسائل اجتماعی ، این فرصت را به دانش اموز می دهد که از واقعیات الهام بگیرد و انها را بامهارت خود بیامیزد و اثری خواندنی پدید آورد .

***************

بخش سوم : مروری برپژوهش های موجود

 الف – پژوهش های انجام شده در ایران                                        

ب – پژوهش های انجام شده در کشورهای دیگر

***************

بخش چهارم : پیشنهادها                                  

در بخش چهارم پیشنهادها مطرح شده است ؛

باتوجه به رهیافت ها و نکاتی چند در پژوهش ها و مطالعه ی کتابها و مجلات مختلف در زمینه ی انشا به این نتیجه رسیدم که موارد زیر باید در برنامه ی آموزش و پرورش لحاظ شود :

1.       تدوین برنامه ی مشخص و هدفمند برای درس انشا

2.       تالیف کتابها وجزوه های آموزشی هماهنگ با برنا مه

3-       تربیت مربیان به صورت حضوری و غیر حضوری

4-       تدارک امکانات کمک آموزشی

                                                                                                      

 

1 – تدوین برنامه ی مشخص و هد فمند

  برای آماده کردن دانش آموزان جهت نوشتن باید به این مسئله توجه داشت که هدفهای رفتاری این درس در مراحل مختلف مشخص باشد . ومعلم به هدف درس در پایه ای که تدریس می کند اگاه باشد وبتواند دانش آموز را به آن هدف برساند .

استاد دکتر شمیسا این گونه به این مطلب اشاره می کند :

" در مسئله ی انشا دو هدف مطرح است گاهی می خواهیم دانش آموزی را واداریم که نوشتن به زبان متعارف را بیاموزد . بتواند نامه ای به این وآن بنویسد ، تجربه ای را شرح دهد . حادثه ای را توصیف کند . در این صورت باید به او بیاموزیم تا حتی المقدور از امکانات سبک ادبی بپرهیزد . از اغراق و تشبیه و استعاره جزبه ندرت استفاده نکند . روشن و موجز و دقیق و آسان بنویسد . در آموزش انشا معمولا این جنبه مطمح نظراست .

اما گاهی کسی در صدد آن است که نوشتن به سبک ادبی را بیاموزد . در این صورت باید توجه داشت که تحقق سبک ادبی تا حدود زیادی در گرو نگرش و تفکر ادبی است . استفاده از امکانات ادبی به طور تصنعی ،نثر را کلیشه ای و بی روح می کند . زبان ادبی اصیل ، خلاق است . خلاقیت به این معنی است که بتوانیم جملات بلاغی تازه ای بیافرینیم و این امرمعمولا در گرو نگرشهای نوین است " (7)

 

2 – تالیف کتابها و جزوه های مناسب

هر برنامه ی مناسبی ، اساسنامه ی متناسب خود را لازم دارد ، کتابها و جزوه های این درس هم اساسنامه ی آن می با شند . پس کتاب و جزوه ی مناسب باید تدوین شود تا معلم وهم دانش آموز با سر درگمی مواجه نشوند .

روش فعلی مبتنی بر دادن موضوع انشا در زمینه های مختلف است که اکثر معلمان از آن پیروی می کنند . این شیوه در جای خود مطلوب است ولی کفایت نمی کند . و در جزوه های آموزشی موضوعا ت مناسب هر پایه به صورت فراگیر و هماهنگ عمل شود .

متاسفانه عدم درک درست از موقعیت فکری و اجتماعی دانش آموزان باعث می شود موضوعاتی به ایشان داده شود که به قول معروف روحشان هم از آن بی خبر است .به صورت مثال ، موضوع انشای امتحانات ابتدایی در اسفند 1367 را نمونه می آورم : " خاطره ای از روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 را بنویسید . "

با اندکی تامل و توجه می بینیم که دانش آموزان کلاس پنجم در سا ل 67 یازده ساله بوده اند . یعنی در زمان انقلاب بیش از یک سال نداشته اند . البته موضوع بالا یکی از سه موضوع انتخابی بوده است . ولی با این حال تامل بیشتری را می طلبد .

دادن موضوعات تکراری و کلیشه ای سبب عدم خلاقیت می شود .

آقای دکتر حداد عادل به این مسئله اشاره داشته اند که :

" بررسی موضوع انشا و طبقه بندی آنها نشان می دهد که اهداف جانبی از قبیل تربیت اخلاقی یا سیاسی دانش آموز هدف اصلی درس را بی رنگ کرده است . "

باز نگری در شیوه ی فعلی ( دادن موضوع  ) امری ضروری یه نظر می رسد و این خود پژوهشی مستقل می خواهد . من فقط به عنوان نمونه در انتهای پایان نامه موضوعات انشاهای امتحانات نهایی سال آخر متوسطه ، در ده ساله ی اخیر(75-65 ) را آورده ام .

همچنین در جزوه های تدریس باید برنامه ی کاری مشخصی و واحدی بیان شود . همان گونه که در درسهای دیگر عمل می شود . نمودار درست ارزشیا بی و دادن نمره از ویژگیهای این جزوه ها می تواند باشد .

3 – تربیت مربیان به صورت حضوری و غیر حضوری

  مربیان و معلمان درس آیین نگارش را می توان به روشهای زیر آموزش داد :

-          تشکیل کلاسهای ضمن خدمت برای معلمان مستعد و متقاضی معلمی انشا

-          تهیه کردن و در اختیار نهادن جزوه های آموزش تدریس انشا

-          طرح کلاسهای نمونه انشا و برگزاری جلسات جهت تبادل نظر و هماهنگی این درس

 

4 – تدارک امکانات کمک آموزشی

ابتدا امکانات کمک آموزشی را باید شناخت و سپس از آن بهره گرفت .

الف : بهره گیری از کتاب و نشریات

بهترین جایگاه برای بهره گیری از کتاب ، کتابخانه است. گسترش کتابخانه ها در مدارس و مراکز عمومی در اشاعه ی فرهنگ کتابخوانی موثر است . مجلات و روزنامه های مناسب دانش آموزان و معلمان باید در اختیار شان قرار گیرد  . در مدارس و محل حضور ایشان ؛کارهای فرهنگی و ادبی عرضه شود .. برای حمایت از این کار یارانه پرداخت شود.همان گونه که فی المثل: شهرداری با کاشتن گل در تمامی پارکها و میادین مردم را تربیت کرد بطوری که کمتر مشاهده می شود که گلی چیده شود . پس ما هم می توانیم با در اختیار قرار دادن کتابها و نشریات مناسب آنها را به مطالعه ترغیب نماییم.

ناگفته نماند که رها کردن دانش آموز در مطالعه؛مطلوب نیست و ما نباید از تماشای او که مرتب سر به کتاب می برد؛ احساس رضایت و تلقی بجا داشته باشیم. گاه عمری از او به مطالعات بیهوده تلف می شود و گاه بی نظمی در مطالعه ؛ مطا لب آشفته ای را پیش روی  او قرار می دهد  که در نهایت؛ دانش آموز از آن همه مطالعه راه به جایی نمی برد.هدایت او به مطالعه صحیح و آموزش  شیوه های تجربه شده ؛ عامل مهمی در شکل گیری شخصیت دانش آموز به شمار می رود.

ب: بهره گیری از امکانات سمعی و بصری

صدا و سیما با هماهنگی آموزش و پرورش می توانند بچه ها را به سمت مطلوب هدایت کنند . با پخش برنامه های مناسب از نوشته های برتر معرفی کتابها و مجلات مناسب و ... ذوق نوشتن را در بچه ها پدید بیاورند.

از ابتدایی ترین وسیله ی نوشتن یعنی کلمات ؛ بازی هایی طراحی شود و به شکل  برنامه های نمایشی ارائه گردد؛ تا اطلاعات کلامی دانش آموزان گسترده شود و بدین وسیله گنجینه ی ذهنی دانش آموز ؛ با لغات مختلف و متعدد؛ با معنای آنها و کاربردشان  غنی و بارورگردد.

با برگزاری مشاعره ها ؛ مناظره ها ؛ مصاحبه های مناسب و مفید در صدا و سیما و همچنین در خود کلاس و مدرسه هم می توان به تقویت درک و فهم ادبی دانش آموز کمک کرد.

 از این امر هم نباید غافل شد که تربیت خانواده ها و راهنمایی ایشان هم از وظایف رسانه های  گروهی می تواند باشد . با تنظیم برنامه های موثر ؛ فرهنگ کتابخوانی باید به صورت گسترده تبلیغ و تشویق گردد.

استفاده از نمایش فیلم نوارهای قصه و سخنرانی می تواند در کلاس تنوع ایجاد کند . با پخش نوار قصه؛ خلاصه ی آنرا از دانش آموز بخواهیم؛ یا اینکه با ضبط کردن صحبتهای دانش آموزان آنها را با نقاط ضعف و قوت سخن گفتنشان آشنا کنیم.

نقد برنامه های صدا و سیما ؛ توصیف و بیان خلاصه آنها؛ می تواند در برنامه ی درسی گنجانده شود که اگر این کار به صورت شفاهی صورت بگیرد در پرورش قوه ناطقه آنها موثر خواهد بود .

ج: بهره گیری از استعدادهای پنهان در مسیر کسب تجربه

فراهم آوردن زمینه های مناسب جهت کسب تجربه و بروز توانایی های فردی؛ در بازدید از مراکز علمی؛ فرهنگی؛ تفریحی و....تا دانش آموز خود تجربه کند و سپس تجربه خود را بتواند منتقل کند.

امیدوارم این پژوهش سرآغاز مبارکی برای ادامه کارهای آتی باشد. در انتها کتاب شناسی انشا و نمونه سوالات امتحانات نهایی دوره دبیرستان در کلیه رشته ها جهت آشنایی با موضوعات ضمیمه شده است .

در خاتمه از خداوند خواستارم که کلام ما را آسمانی و راه ما را قرآنی قرار دهد .

پی نوشت ها:

1- گزارش ها و نگارش در روابط عمومی – حسین افشار – دانشگاه علامه طباطبائی- چاپ دوم – تهران 1372

2- پیام های دکتر حداد عادل – اولین سمینار انشا – رشد ادب فارسی – سال هشتم – بهار 1372

3 - گزارشی از سمینار انشا – رشد ادب فارسی – سال هشتم – بهار 1372

4-بحث ویژه ی نظرخواهی – مرتضی سرهنگی – مجله ی نیستان – سال دوم – شماره ی20

5 و 6- وضعیت تدریس انشای فارسی در پایه ی پنجم ابتدائی مدارس تهران – پژوهشگر : علی اکبر نصیری –

بهار 73 – کار شناسی ارشد – دانشگاه علامه طباطبا ئی ( ره )

7 – کلیات سبک شناسی – دکتر سیروس شمیسا – انتشارات فردوسی- چاپ اول – 1372 – تهران نقل از سایت انجمن معلمان انشا